تبليغاتX
«آدمی، دانش و اندیشه»
«پوست گردو» NUTSHELL.IR

متن زیر بخش هایی از نامه ای است که حدود یک سال و نیم پیش به شخصی دادم. جملات و مضمون نامه اکثراً برگرفته از تفکرات فیلسوف آلمانی، نیچه است. اما به دلیل غنی بودن متن، آن را بعد از بازنگری در زیر آوردم تا دوباره بیاندیشم به امروز خویش و گذشته ای که شاید گذشت.

...........................

ترشح هرمون هایی در مغز !!!

این جملات را می نویسم زیرا می دانم  جز اندک ملاقات هایی، برخورد دیگری نخواهیم داشت. هرچند تمایل داشتم روابطی نزدیکتر داشته باشم. از دوستی می گریزم زیرا نه دیگران بلکه خود را واژگون در زندگی یافتم. یگانه دوست و محرم من در زندگی تنهاییست.

امروز کمی بدون در نظر گرفتن آن خط قرمزها صحبت کردم. و کمی از چگونگی گذر لحظه هایم گفتم. در آخر ناگهان و ناخودآگاه سخنی راندم از آن وجودی که دوستش نمی دارم. پاسخی دریافت کردم. جمله ای بود سخت دردناک. بسیار خواهان این هستم که برای مدتی در جایی دور از این هیاهو بستری شوم و گاه بدین تصویر، زیبا می اندیشم. و دردا که مرا به یاد خاطراتی خود خواسته می اندازد. سالیان طولانیست اندیشه ی خودکشی تنها مسکن وجودم است. (و البته همین مرگ است که بشریت را بدین جای رسانده است)

در مورد دوستی ام با دیگران مانند دختران و پسران، اینان را جز موجوداتی در رمه ندیدم. رمه ای که از تنهایی گریزان است. عده ای که تنها با صحبت از خود، و تصدیق دیگری در روان خود، خویش را بزرگ نشان می دهند تا پوچ بیاسایند. با دیگران بودن برایم سخت است زیرا گاه سکوت کردن سخت است.

کارهایمان در دنیا از حقیقت جویی نبودست بلکه از راحت طلبی به وجود آمده است زیرا انسان ها تحمل واقعیت را ندارند پس دنیاهایی توهمی می سازند که در آن احساس راحتی کنند. این دنیا ها را خلق می کنند تا زندگی برایشان معنی پیدا کند. چطور در دنیایی که زندگی بی معناست می توان بدون خلق دنیاهای معنی دار زندگی کرد؟ آیا می شود بدون معنا زندگی کرد؟ و آن کس که تحمل دارد و واقعیت را می طلبد تنها رنج را خواهد دید.

و خوشبختی در زندگی به معنای ارتباط شیرین با رنج است، رنج هایی که سرشت و خصیصه خود زندگیست نه خودآزاری. رنجی اجتناب ناپذیر که کیفیت خود زندگیست. تمام دست آورد ها و تفکراتمان برای چیست؟ آیا برای رهایی از این رنج نیست؟

زمانی که جماعت از چیز بزرگی سخن می راند هرگز نمی توانم بدان اعتماد کنم زیرا جماعت توان تشخیص چیزهای بزرگ را ندارد. و این جماعتی است که محکومم به ضد و نقیض گویی می کند و نمی داند، که در تفکر عمیق تناقض باید باشد. انتقاد می کنند، انتقادی ناآگاهانه، انتقادی بدون شناخت.

اندیشه برای من توان تنها شدن است و زمانی که تنهایی ام را از دست دهم وارد بازاریت خواهم شد و این چیزیست که از آن گریزانم زیرا دوست نمی دارم من هم با شکلک متقاعد شوم. پس اندیشه ام اشتیاق است. اشتیاق برای فرار از وضعیت موجود(بازاریت).

فلسفه هنر بحران سازیست که وجود انسان را درگیر می کند که احساس نیاز کند و در پی آن سوال کند زیرا سوالی که بدون نیاز باشد ساختگیست. و شناخت اصلی این است که تفاوت ها را با خودمان بشناسیم نه تشابهات را.

و نیک می دانم این جمعیتی که با شکلک متقاعد شده اند هرگز با چیزی فراتر متقاعد نخواهند شد. صداقتی در کار نیست. و خوب و بد را تنها از روی پوچ می آفرینند. و از منطق می گویند و نمی دانند که منطق سیال را به مرداب تبدیل می کند. و آنان که توانایی رنج کشیدن را ندارند به منطق روی می آورند. آنان هرگز توان هنرمند بودن را ندارند. و هیچ فرای خود نمی آفرینند. ای کاش آدمی، حداقل معنای نام خود را می دانست.

+ نوشته شده در  88/12/28   توسط امین حمزه ئیان  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

تجارت ماهی قرمز مدت هاست که در دوره زمانی ۱۵ اسفند تا ۱۵ فروردین شکل میگیرد تجارتی که محصول آن هیچ ریشه ای در تاریخ باستانی عید نوروز ایرانی ندارد .

۸۰ سال پیش به همراه ورودچای به ایران ماهی قرمز نیز که سمبل عید چینی ست به سفره های هفت سین مراسم عید نوروز ما وارد شد غافل از اینکه در عید چینی ماهی قرمز را رها میکنند تا زندگی جریان یابد و ما ماهی قرمز را اسیر تنگ بلورین میکنیم تا همزمان با رشد سبزه های سفره هایمان و باروری زمین هر روز او را به مرگ نزدیک و نزدیک تر کنیم .

جالب است بدانید در هیچ کدام از مراسم سنتی مان در مورد نوروز ماهی قرمز جایگاهی ندارد در میان رسوم زرتشتی در سفره عید انار به نشانه باروری و عشق و یا سیب سرخ درون ظرف آب مقدس رها میشود تا عشق و باروری همچنان پاینده بماند. اگر ایرانی ها می دانستند که ماهی قرمز هیچ ریشه تاریخی در سفره هفت سین ندارد به جای پرداخت برای خرید و قتل ماهی های قرمز به بهانه عید، سیب قرمز یا انار را در آب رهامیکردند که ریشه در تاریخ این دیار دارد

هر سال ایام عید ۵ میلیون قطعه ماهی میمیرند. ۵ میلیون قطعه ماهی قرمز به خاطر رنگ و لعاب سفره هفت سین، به خاطر هیچ و عجیب نیست اگر بدانیم در صورتیکه ایرانی ها از خرید ماهی قرمز منصرف شوند این تجارت سیاه روزی پایان خواهد یافت. عجیب نیست اگر باور کنیم سیب سرخ یا انار همان سرخی هفت سین ایرانی ست که ریشه در تاریخ چند هزار ساله سنت ما دارد.

عجیب نیست اگر تابلوی معروف هفت سین کمال الملک را در کاخ گلستان به تماشا بنشینیم و ببینیم که او نیز ماهی قرمز را میان سفره هفت سینش طراحی و نقاشی نکرده است .

ماهی قرمز در سفره هفت سین ایرانی جایی ندارد پس لطفاًماهی قرمز نخرید.

+ نوشته شده در  88/12/04   توسط امین حمزه ئیان  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin

(صفحه علم روزنامه اعتماد)

روش های سنجش دما و ساختار ستارگان

برگماشتن طبیعت ستارگان دوردست

امین حمزه ئیان / www.Nutshell.ir

ویژگی های فیزیکی و شیمیایی ستارگان از اولین مواردی هستند که در ذهن هر شخصی سوال ایجاد می کند. یافتن دما و ساختار ستارگان نه تنها برای افراد علاقه مند جذابیت دارد، بلکه برای اخترشناسان نیز از مهم ترین و اساسی ترین نیازهایی است که در ابتدای رصدها و تحلیل های پیشرفته تر خود باید به آنها پاسخی مناسب دهند. از این جهت بررسی تک تک ویژگی های فیزیکی و شیمیایی هر یک از ستارگان موجب شناخت هر چه بیشتر ما از جزییات ساختار کهکشان راه شیری و دیگر کهکشان ها می شود.

رنگ خورشید از فضای خارج جو زمین سفید متمایل به زرد است. سطح خارجی آن حدود شش هزار درجه کلوین دما دارد و در هسته آن به دلیل فشار فراوانی که در آن ناحیه وجود دارد، دما به بیش از 15 میلیون درجه کلوین می رسد. با بررسی خورشید و مقایسه آن با دیگر ستارگان کهکشان درمی یابیم که خورشید به عنوان نمونه یی از یک ستاره متوسط و معمولی بسیار نزدیک به ما، در اواسط عمر آرام خود (مرحله رشته اصلی) است. بین رنگ و دمای ستارگان رابطه یی خاص برقرار است به طوری که رنگ ستارگان نشان دهنده دمای آنها است. در طیف الکترومغناطیسی و بخش نور مرئی پایین ترین انرژی برای رنگ قرمز (طول موج بلند و کم انرژی) و قوی ترین آن برای آبی (طول موج کوتاه و پرانرژی) است. برای نمونه ستارگان بسیار پرجرم و جوان، رنگی متمایل به آبی را از خود نشان می دهند و آرام آرام با سوزاندن سوخت خود و رسیدن به مرحله اîبîرغول سرخ که موجب باد شدن و سرد شدن ستاره می شود، رنگ شان به سمت سرخی متمایل می شود. اخترشناسان با بررسی طیفی ستارگان آنها را از لحاظ رنگ و دما به هفت دسته اصلی تقسیم کرده اند. در بین آنها همان طور که گفتیم ستارگان آبی بیشترین دما را دارند و می توانند تا 50 هزار درجه کلوین دما داشته باشند و سردترین ستارگان رنگی سرخ گون دارند که دمای سطحی آنها ممکن است تا حد سه هزار درجه کلوین کم باشد. البته برای بررسی دقیق رنگ هر ستاره به امکانات پیچیده تری نیاز داریم اما می توان تفاوت برخی از ستارگان را همچون ستاره «ابط الجوزا» در صورت فلکی شکارچی که رنگی متمایل به سرخ نسبت به دیگر ستارگان آسمان دارد، به راحتی تشخیص داد. «ابط الجوزا» یک ستاره غول و پیر است که قطری حدود 750 برابر قطر خورشید دارد و با انفجار ابرنواختری به عمر خود پایان خواهد داد. دما روی لایه های فوقانی این ستاره به سه هزار و 500 درجه کلوین می رسد.

البته به دست آوردن دما از طریق رنگ ظاهری هر ستاره ممکن است خطاهایی نیز داشته باشد. به خصوص این گونه خطاها برای ستاره های دوردست بسیار بیشتر است زیرا هرچه ستاره یی دورتر از ما قرار گرفته باشد، بالطبع نورش هم باید از فضای گسترده تری از غبار موجود در پهنه کهکشان عبور کند و این امر باعث جذب بخش زیادی از نور هر ستاره می شود. با فرض میانگین غبار میان ستاره یی، نور هر ستاره در هر سه هزار و 300 سال نوری، نصف می شود. غبار میان ستاره یی باعث جذب طول موج های کوتاه آبی شده و این امر موجب قرمزشدگی رنگ ظاهری ستارگان دوردست از دید ناظر زمینی می شود. از این جهت اخترشناسان با استفاده از طیف سنجی ستارگان، تعیین دمای سطحی آنها را انجام می دهند.

همچنین دانشمندان برای یافتن ترکیبات هر ستاره طیف نشری عناصر مختلف را در آزمایشگاه ها گرفته و آن را با کل طیف گرفته شده از هر ستاره مقایسه می کنند تا ترکیبات ستارگان را بیابند. برای نمونه زمانی که گاز متشکل از اتم هیدروژن در آزمایشگاه به وسیله گرما یا جریان الکتریسیته برانگیخته می شود از خود نور تولید می کند (همانند آنچه در لامپ مهتابی رخ می دهد) و دانشمندان نور منتشر شده را از طیف نگار عبور داده و بعد از تجزیه آن، خطوط عنصر هیدروژن را می یابند. حال زمانی که اخترشناسان طیف یک ستاره را می گیرند در آن خطوطی تاریک را مشاهده می کنند. این خطوط تاریک نشان دهنده جذب نور ستاره توسط برخی مواد است و زمانی که این خطوط تاریک را با طیف نشری عناصری که در آزمایشگاه به دست آورده اند مقایسه می کنند متوجه وجود عناصری می شوند که به واسطه آن عناصر، بخشی از نور ستاره جذب شده و به صورت خطوط تاریک نمایان شده است. مثلاً در طیف جذبی خورشید حدود 30 هزار خط تاریک یافت می شود که معمولاً هرچند خط نشان از یک عنصر خاص در سطح این ستاره است.

البته نباید فراموش کرد که ستارگان تمام انرژی خود را در محدوده نور مرئی منتشر نمی کنند بلکه یک ستاره در تمام طول موج ها انرژی خود را آزاد می کند و بسته به جرم و ویژگی های فیزیکی اش، قله تابشش نیز در بازه های مختلفی از طیف الکترومغناطیسی تغییر می کند. از این رو برای بررسی همه جانبه ستارگان نمی توان تنها به محدوده نور مرئی اکتفا کرد. این موضوع به صورتی است که حتی برخی از ستارگان، خود را در نور مرئی نشان نمی دهند. خورشید با دمای سطحی شش هزار درجه کلوین بیشترین انرژی خود را در نور مرئی منتشر می کند، اما ستارگانی داغ تر با دمای سطحی بیش از 10 هزار درجه، بیشترین تابش (قله تابش) خود را در محدوده فرابنفش تولید می کنند و همچنین قله تابش ستارگانی با دمای سه هزار درجه کلوین در محدوده فروسرخ است.

+ نوشته شده در  88/12/04   توسط امین حمزه ئیان  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin